يه روز عشق و فضولي و حسادت و ديونگي با هم قايم موشک بازي مي کردن sبعد فضولي حسادت رو پيدا مي کنه حسادت از روي حسوديش به ديونگي ميگه عشق پشت گل سرخ قايم شده ديونگي خاري رو بر مي داره و به طرف عشق پرتاب ميکنهs و عشق براي هميشه کور ميشه sديونگي قول ميده تا اخر عمرش پيش عشق بمونه sو تنهاش نذاره و قول ميده جاي چشم هاي عشق باشه براي همينه هرکي عاشق ميشه ديونستs
هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
شايد آن روز که سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد کرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست
وقتي گريه مي کنم تو را در ميان اشکهايم مي بينم **ولي اشکهايم را پاک مي کنم تا کسي تو را نبيند
نمي گويم فراموشم نکن هرگز/ ولي گاهي به ياد آور/ رفيقي را که ميداني/نخواهي رفت از يادش عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست... صدقه است کسانی که دیر قول میدهند خوش قولترین مردمان دنیا هستند....ژان ژاک روسو
یک سنگ کافی است برای شکست یک شیشه یک جمله کافی است برای شکستن قلب.یک قلب کافی است برای عاشق شدن. یک دوست کافی است برای یک عمر زندگی
دریا رو دوست دارم ولی از امواجش می ترسم بهار را دوست دارم ولی از تاریکی اش می ترسم شمعی از جنس تو را دوست دارم ولی از اب شدنش می ترسم
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني آه باران من سراپاي وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني
اگه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون يا از پشت گرفتتت .. يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده
دوستاي خوب مث ستارهها ميمونن... حتي وقتي نمي بينيمشون باز هم سر جاشون هستن!!
دل مي گيرد و ميميرد و هيچ کس سراغي ز آن نمي گيرد. ادعاي خدا پرستيمان دنيا را سياه کرده ولي ياد نداريم چرا خلق شديم. غرورمان را بيش از ايمان باور داريم. حتي بيش از عشق
دور قلبم کنفی بافته ام تا که هر عنصر سخت به دلم راه ندم همه اندیشه من فانی شدنم اندیشه کنون همه عاشق شدن است !
دو خط موازي هرگز به يکديگر نميرسند مگر اين که يکي بشکند براي رسيدن به ديگري
در زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي
زندگي در گرو خاطره هاست ؛ خاطره ها در گرو فاصله هاست ؛ فاصله ها تلخ ترين خاطره هاست.
.
ودراين كوچه خانه اي ست...
تو رفتي وچه پرشتاب گذشتي
تو،حتي لحظه اي صميمانه، به در چوبي آن خانه نگاه نكردي
اگرچه ميدانستي
پشتِ آن درحياطي ست وباغچه اي،
تو،رفتي وچه آسان گذشتي
توحتي لحظه اي گذارا، اين انديشه به ذهنت خطور نكرد كه گل هايِ باغچه،
با اصالت دستان تو روئيدند.
تو رفتي وچه سخت گام برداشتي
اگرچه مي دانستي،
كسي هست در ان خانه.،كه هر روز، گل هايِ اطلسي ورازقي را آب مي دهد
عشـــــــــــــــــــــــــــــــق
عشق نمی پرسه که تو کی هستی؟
عشق فقط میگه تو مال منی
...عشق نمی پرسه که اهل کجایی ؟
فقط میگه تو قلب من زندگی می کنی
...عشق نمی پرسه که چی کار می کنی؟
فقط میگه باعث میشی قلب من به ضربان بیفته
...عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟
فقط میگه همیشه با منی
...عشق نمی پرسه که دوستم داری؟
فقط میگه دوستت دارم
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود می شود.
***
هميشه هر چيزی را که دوست داری به دست نمی آوريم پس بياييد آنچه را که به دست می آوريم دوست بداريم.
***
بهاي عشق چيست بجز عشق ؟ (ماري لولا)
***
نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه
نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه
نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم
***
ديدگان تو در قاب اندوه سرد و خاموش خفته بودند
زودتر از تو ناگفته ها را با زبان نگاه گفته بودند
از من و هرچه در من نهان بود مي رميدي مي رهيدي
يادم آمد كه روزي در اين راه ناشكيبا مرا در پي خويش ميكشيدي
بنبنام سلطان قلبم بنام عشق بنام تو
دستان مرا بگیر
حسرت نمی گذارد تو را فراموشت کنم و عشق مانع ایست قلبی
و
تنها نگاه تو می تواند مانع از این مرگ شود
دوستت دارم
و
می خواهم در کنار من بمانی
بگذار این حسرت به واقعیتی تبدیل شود
و
در کنارت بودن را احساس کنم
ای کاش می توانستی دیدگان شسته شده از اشک مرا ببینی
و
دستان مرا در حالی که تو را نشانه رفته اند
و
تنها با صدای قلب تو خو گرفته اند را احساس کنی
لحظه لحظه های تنهایی من با تو و به یاد تو پر می شود
و
بدان تنها تو دلیل زنده بودنی
تقدیم به تنها عشق زندگیم که خودش و وجودش باعث پاکی قلبم شد
عاشق بی صدا
عشق یعنی شاخه ای گل در سبد ،
عشق یعنی دل سپردن تا ابد ،
عشق یعنی سروهای سر بلند ،
عشق یعنی خارها هم گل کنند،
عشق یعنی تو بسوزانی مرا ،
عشق یعنی سایه بانم من تو را ،
عشق یعنی بشکنی قلب مرا ،
عشق یعنی می پرستم من تو را،
عشق یعنی آن نخستین حرفها ،
عشق یعنی در میان برفها،
عشق یعنی یاد آن روز نخست ،
عشق یعنی هر چه در آن یاد توست،
عشق یعنی تک درختی در کویر ،
عشق یعنی عاشقانی سر به زیر،
عشق یعنی بگذری از هفت خان ،
عشق یعنی آرش و تیر و کمان ....
هنوزم هر جا باشی عزیز ترینی
هنوزم یاد تو هر جا و همیشه با منه
می دونم یه روز می آی
دلم که خیلی روشنه...
اگه تو ستاره شی بری به دشت اسمون
اگه رو زمین باشی ندی تو حتی یه نشون
اخرش هر جا باشی یه روزی پیدات می کنم
تو رو مالک دلم عاشق فردات می کنم
اگه بر گردی خونه
غصه ماتم چی چیه
کاش بیای در بزنی من پشت در بگم کیه
نمی دونی که چقدر جات توی خونه خالیه
کاش....
بیای در بزنی من پشت در بگم کیه؟
بگم کیه؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
آموخته ام که هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد
.پروانه خيال
وقتي شبيه آينه ها مهربان شدي
من يك ستاره ماندم،تو كهكشان شدي
غمگين و دلشكسته به راهت نشسته ام
از آن شبي كه خاطره اي بي نشان شدي
با من سخن بگو كه منم آشناي تو
اي آشنا كه با دل من همزبان شدي
مي بينمت كه پشت تن بوته هاي ياس
پروانه خيال مرا آشيان شدي
وقتي نشست مهر نگاهت به جان من
چو عشق در خزان دلم جاودان شدي
سلام دوستان عزیز.نامه ای شاید زیبا و در عین حال تکان دهنده رو انتخاب کردم.نامه ای که یک
عشق یعنی لایق مریم شدن . عشق یعنی با خدا هم دم شدن . عشق یعنی جام لبریز از شراب . عشق یعنی تشنگی یعنی سراب . عشق یعنی خواستن .له له زدن . عشق یعنی سوختن پرپر زدن . عشق یعنی سال های عمر سخت . عشق یعنی زهر شیرین . بخت تلخ . عشق یعنی با"خدا" ساختن . عشق یعنی چون همیشه باختن.... .
آن دل كه به ياد تو نباشد دل نيست قلبش كه به عشقت نطپد جز گل نيست
هيچ وقت از خدا نخواه که همه ي دنيا مال تو باشه ... هميشه از خدا بخواه کسي که همه ي دنياي توست مال کسي ديگه نباشه
سلام اميدوارم خوشتون بياد
اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه
.
دست هايي كه ياري مي رسانند مقــدس تر از دست هايي هستند كه دانه هاي تسبيح را مي گردانندrose
ميدوني که چه موقع مي فهمي دنيا دو روزه؟ وقتي که اوني که دوستش داري بهت بگه تا آخر دنيا باهاتم
عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه
روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من و تو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم
کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقي ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بي وفا باور ندارد
به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد ! به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم
هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفاءل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
ميدونم ميتوني قلبمو آتيش بزني اما نزن...ميدونم ميتوني بري و منو تنهام بزاري اما نزار...ميدونم ميتوني بريو باکس ديگهاي دوست شي اما نشو...ميدونم ميتوني جواب منو ندي اما بده...ميدونم ميتوني نابودم کني اما نکن...ميدونم ميتوني واسم افف نزاري ولي بزار اي مهربون من دوست دارم
عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست... صدقه است