تبليغاتX
< اتاقک یه مجنون
مجنون تو هستم
 
چه زمانی متوجه حضور کسی در قلب خود میشوید؟ عشق در کیمیای ذهنتان باعث چه رویدادی میگردد؟ و آیا عاشق شدن صرفاً طریقه ای طبیعی برای حفظ بقای نوع بشر است؟
ما نام عشق را بر آن می نهیم. عشق به مانند روشنای آفتاب حس میگردد. اما روح بخش ترین احساسات انسانها شاید همین راه حل زیبای طبیعت برای بقای نسل آدمیان و تولید مثل آنها باشد.
مغر توسط مجموعه ای از مواد شیمیایی اثر بخش، ما را در دام عشق گرفتار می آورد. تـصور بر این است که در حال گزینش شریکی برای خود هستیم، در حالی که ممکن است طعمه ای دلباخته برای دام دوست داشتنی طبیعت بیش نباشیم.
آنگونه که شما تصور میکنید نیست...
روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید.
 
تحقیقات گویای این مطلب میباشند:
  • %55 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید
  • %38 از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن
  • فقط %8 از طریق گفتگو عاشق میشوند
3 مرحله عشق
روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.
مرحله 1: شهوت
این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید.
مرحله 2: مجذوبیت
زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین
آدرنالین
مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد.
دوپامین
یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک 'میل و رغبت' در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید!
نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه.
سروتونین
و در انتها سروتونین، یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید.
آیا عشق شیوه تفکرتان را تغییر می دهد؟
در یک بررسی علمی مشخص شد که در مراحل اولیه ایجاد عشق ( مرحله مجذوبیت ) نحوه فکر کردن دچار دگرگونی شگرفی می شود. از بیست زوج جوان که ابراز علاقه بسیار شدیدی نسبت به هم می نمودند، دعوت بعمل آمد تا مشخص گردد که آیا مکانیزم تفکر دائمی به معشوق در مغز با مکانیزمی که باعث بروز اختلال وسواس فکری-عملی میشود ارتباطی دارد یا خیر.
با تحلیل نمونه های خونی گرفته شده معلوم گردید که میزان هورمون سروتونین در زوجهای جوان با سطوح پایین این هورمون در بیماران وسواس فکری-عملی برابری میکند.
عشق نیاز به ناپیدایی دارد
افرادی که بتازگی عاشق هم شده اند صورتی خیالی، شاعرانه و ایده آل به شریک زندگیشان می بخشند، محاسنشان را بزرگ نمایی نموده و عیوبشان را می پوشانند.
 
همچنین زوجهای جوان، خودِ رابطه را نیز متعالی جلوه می دهند و تصور میکنند که رابطه شان از هر زوج دیگری صمیمی تر و زیباتر است. روانشناسان معتقدند که ما به چنین نگرش خالصانه ای نیازمندیم. این نگرش باعث میگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدی عشق، یعنی تعلق، در کنار یکدیگر باقی بمانیم.
مرحله 3: تعلق
تعلق ضمانتی است که زوجین را متعهد میکند برای بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه کافی در کنار هم زندگی کنند. دانشمندان تصور میکنند که دو هورمون اصلی در رابطه با ایجاد حس تعلق دخیل هستند: اکسیتوسن و واسوپرسین.
اکسیتوسین - هورمون نوازش
اکسیتوسین هورمونی قدرتمند است که توسط زنان و مردان در حیم ارگاسم ترشح میشود. این هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه جنسی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه جنسی برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسیتوسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است.
یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسیتوسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد.
بطور عکس، تزریق اکستوسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است.
واسوپرسین
واسوپرسین یکی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسی ترشح میگردد.
واسوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه کلیه ها جهت کنترل تشنگی کار میکند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی که محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید.
موش های صحرایی در روابط جنسی که لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شرکت میکردند. آنها همچنین - همانند انسانها - رابطه زوجیت مستحکم تر و پایدارتری را بنا مینمودند.
زمانیکه به این موشها داروی متوقف کننده اثر واسوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت.
و در نهایت... چگونه عاشق شویم
  • شخصی کاملاً غریبه را بیابید.
  • به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید.
  • سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید.
یک روانشناس مشهور که در حال مطالعه دلایل عاشق شدن انسانها میباشد، از چندین زن و مرد درخواست کرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گردید که بسیاری از زوج ها بعد از یک آزمون 34 دقیقه ای عمیقاً احساس مجذوبیت می نمودند. دو زوج مورد مطالعه وی بعدها با یکدیگر ازدواج کردند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 5:1 قبل از ظهر
به قلم: مجنون |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند
کشتار عشق

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 11:23 بعد از ظهر
به قلم: مجنون |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند
شاهرخ

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 1:27 قبل از ظهر
به قلم: مجنون |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند
 
وقتی می خواستم به راه عشق روم گناه پنداشتند

وقتی به ستایش روی آوردم گفتند خرافات است

وقتی به راستی سخن گفتم  گفتند دروغ است

وقتی گریستم گفتند کودکانه است

وقتی خندیدم گفتند دیوانه است

و حالا که هیچ نمی گویم می گویند عاشق است  عاشق !!!!

اگر زندگی مرگ است و مرگ زندگی

      پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگی ...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 0:22 قبل از ظهر
به قلم: مجنون |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند
عشق و دیوانگی...

در زمانهاي بسيار دور،وقتي که هنوز پاي بشر به زمين نرسيده بود فضيلتها و تباهي ها در همه جا شناور بودند. آنها از بي کاري خسته شده بودند. روزي دور هم جمع شدند. خسته و کسل تر از هميشه. ناگهان ذکاوت ايستاد و گفت: بياييد يک بازي کنيم مثلا قايم باشک! همه از پيشنهاد او شاد شدند و ديوانگي فوراً فرياد زد: منم چشم ميذارم. و از آنجا که هيچ کس دوست نداشت دنبال ديوانگي بگردد همه قبول کردند.

ديوانگي رفت جلوي درختي و شروع کرد به شمردن: يک... دو... سه... همه رفتند تا جايي پنهان شوند. لطافت خود را به شاخ ماه آويزان کرد، خيانت ميان انبوهي از زباله ها مخفي شد، اصالت در ميان ابر ها پنهان شد، هوس به مرکز زمين رفت، طمع داخل کيسه اي که خودش دوخته بود مخفي شد و ديوانگي مشغول شمردن بود: هفتاد و نه... هشتاد...

و همه پنهان شده بودند بجز «عشق» که مردد بود و نمي توانست تصميم بگيرد و جاي تعجب هم نيست که همه مي دانيم پنهان کردن عشق کار آساني نيست! ديوانگي به پايان شمارش مي رسيد: نود و پنج... نود و شش... هنگامي که به به صد رسيد عشق پريد و در بين يک بوته ي گل رُزمخفي شد. ديوانگي داد زد: دارم ميام. او اولين کسي را که پيدا کرد تنبلي بود. آخه تنبلي، تنبلي اش آمده بود جايي مخفي شود. لطافت را يافت که به شاخ ماه آويزان بود، دروغ ته درياچه، هوس در مرکز زمين و... يکي يکي همه را پيدا کرد بجز عشق. او داشت از يافتن عشق نا اميد ميشد که حسادت در گوشهايش زمزمه کرد: تو فقط بايد عشق را پيدا کني و او پشت بوته ي گل رز است.

ديوانگي شاخه ي چنگک مانندي را برداشت و با شدت و هيجان زيادي آن را در بوته ي گل فرو کرد. و دوباره...و دوباره... تا به صداي ناله اي متوقف شد. عشق از پشت بوته بيرون آمد. با دستهايش صورت خود را پوشانده بود و از ميان انگشتانش قطرات خون بيرون ميزد. او نمي توانست ببيند آري کور شده بود. ديوانگي گفت: من چه کردم؟ چگونه مي توانم تو را درمان کنم؟ عشق پاسخ داد تو نمي تواني مرا درمان کني اما اگر ميخواهي کاري کني راهنماي من شو...

ديوانگي پذيرفت

 

" و از آن روز است که عشق کور است و ديوانگي همواره در کنار او"

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 0:12 قبل از ظهر
به قلم: مجنون |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 0:3 قبل از ظهر
به قلم: مجنون |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند

در سومين شماره ماهنامه زندگي مثبت كه در اسفند 86 منتشر شده است، دكتر شهرام يزداني نتايج برخي از آخرين مطالعات محققان را درباره عشق بيان كرده است. او از پژوهش‌هايي مي‌گويد كه ثابت مي‌كنند شور عشق (يا همان عشق رمانتيك) احساسي موقت، زودگذر و غيرقابل اعتماد است؛ و نيز نتايج تحقيق محققاني را نشانمان مي‌دهد كه خواسته‌اند بفهمند چه چيزي ضامن بقاي يك زندگي زناشويي است.
 

شور عشق، استارت يا سوخت
شور عشق، يعني همان احساساتي كه اوايل آشنايي با يك نفر، ما را مشغول مي‌كند و خواب و خوراكمان را مي‌گيرد، مبناي درستي براي زندگي مشترك نيست؛ يعني اين قبيل عواطف مثل استارت ماشين عمل مي‌كنند. خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده كه آدم را به حركت درآورد. ولي ما نمي‌توانيم فقط با استارت‌زدن و باك ِ بدون بنزين حركت كنيم. شواهد زيادي هم براي اثبات اين نكته وجود دارد- مثلاً پژوهشگري به نام آرون تعداد زيادي از افرادي را كه دچار عشق حاد و آتشين بودند زير دستگاهي كه از كاركرد مغز عكس مي‌گيرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فكر كنند يا عكس آنها را نشانشان داد. كاركرد مغزي اين افراد نشان داد كه هنگام فكر كردن به معشوق، فقط آن قسمت‌هايي فعال مي‌شود كه مربوط به «پاداش فوري» است- همان قسمت‌هايي كه اگر گرسنه باشيم و غذا بخوريم فعال مي‌شود؛ يا در افراد معتاد به كوكائين، همان قسمتي كه بعد از مصرف ماده‌ي مخدر به فعاليت مي‌افتد. اين قسمت‌هاي مغز، تشكر فوري را اعلام مي‌كنند، و يك چيز فوري طبعاً دوام زيادي هم ندارد. در حالي كه مغز، قسمت‌هاي ديگري هم دارد كه مربوط به پاداش‌هاي طولاني‌مدت است.


دو پژوهشگر ديگر به اسم‌هاي بارتل و ذكي آمدند همين كار را روي كساني كردند كه عشقشان تداوم پيدا كرده بود و به اصطلاح عشق رفيقانه داشتند- همان نوع عشقي كه شور و هيجانش از بين رفته اما صميميتش مانده و با مرور زمان، بيشتر هم شده است .عكس كاركرد مغز اين افراد نشان داد كه فكركردن به عشقشان قسمت‌هايي از مغز آنها را فعال مي‌كند كه مربوط به «پاداش‌هاي بلندمدت» است- همان قسمت‌هايي كه وقتي شما به شغل مورد علاقه‌تان فكر مي‌كنيد يا موسيقي مورد علاقه‌تان را گوش مي‌كنيد، يا در لحظات آرامش مذهبي، در ذهنتان فعال مي شود.


نتيجه‌ي اين پژوهش‌ها نشان مي‌دهد چون پاداش فوري هميشه تاييدكننده‌ي چيزهايي است كه قابل اتكا نيستند، عشق رمانتيك هم كه دستمايه‌ي شعر و غزل و رمان و فيلم‌هاي زيادي شده است و چيز قشنگي هم هست قابل اتكا نيست. در عوض، عشق رفيقانه قابل اعتماد، اصيل و ماندگار است.
بعضي اقوام اصلاً نمي‌دانند عشق چيست؟


عشق رمانتيك نه تنها كوتاه‌مدت و غيرقابل اتكاست كه حتي اصيل هم نيست. يعني اين طور نيست كه جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروريات زندگي محسوب شود. به نظر شما آيا در بين همه‌ي اقوام و ملت‌ها شور عشق وجود دارد؟ يعني مردم ِ همه‌ي جوامع و فرهنگ‌ها عشق رمانتيك را به اين مفهومي كه ما مي‌شناسيم مي‌شناسند؟


دو پژوهشگر به نام‌هاي يانكويچ و فيشر، 166 فرهنگ و قوميت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبيات و هنرشان بررسي كرده‌اند و به اين نتيجه رسيده‌اند كه در 147 فرهنگ، عشق رمانتيك وجود دارد؛ اما در 19 قوميت،هيچ شواهدي از اين عشق در ميان نيست؛ يعني در فرهنگ، ادبيات ، شعر و هنرشان هيچ اشاره‌اي به اين شور عاشقانه نشده است؛ اما تشكيل خانواده مي‌دهند، به خانواده‌شان علاقه دارند و براي آنها فداكاري هم مي‌كنند. يعني آن رمانتيسيسم كه در ادبيات غربي و در ادبيات ايراني خودمان هم مي بينيم در آن فرهنگ‌ها معنايي ندارد. پس عشق رمانتيك چيزي نيست كه بگوييم لازمه‌ي هر زندگي است؛ بلكه همان موتور محرك اوليه است. 19 قوميت از اين موتور استفاده نمي‌كنند و ماشينشان بدون اين استارت هم روشن مي‌شوند.


در پژوهش ديگري از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسيده‌اند كه «شما دوست داريد عشق رمانتيك مبناي ازدواجتان باشد يا نه؟»


90 درصد آنها جواب مثبت داده‌اند. يعني گفته‌اند «دوست داريم اين احساسات را تجربه كنيم.» اما بعد از چند سال، از همين افراد، بعد از ازدواجشان پرسيده‌اند «آيا آن رمانتيسيسم اوليه در ازدواجتان وجود داشته يا نه؟» 33 درصد مردان و 75 درصد زنان گفته‌اند در نهايت با فردي ازدواج كرده‌اند كه عاشقش نيستند و رابطه‌ي رمانتيكي هم با او ندارند؛ يعني حتي خود افراد هم قبول دارند كه «عشق» نه شرط كافي براي ازدواج است و نه حتي شرط لازم.

عشق نوعي بيماري است؟


برخي از پژوهشگرها روي اين موضوع متمركز شده‌اند كه «آيا عشق آتشين صرف نظر از عشق نافرجام، يك بيماري پاتولوژيك است يا نه؟» و جالب است بدانيد روان‌شناسان بيشترين شباهت را بين عشق و يك بيماري خاص رواني به نام وسواس اجباري مشاهده كرده‌اند. در اين بيماري، افكار خاصي به ذهن هجوم مي‌آورد كه فرد گريزي از آنها ندارد؛ اين افكار او را مجبور به ايجاد رفتارهاي خاصي مي‌كند كه اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زيادي مي‌شود. مثلا كسي عادت دارد هر شب 10 بار دست‌هايش را بشويد و اگر 8 بار اين كار را انجام بدهد درونش منقلب مي‌شود و نمي‌تواند آسوده بخوابد.
عشق نه فقط در ظاهر و علايم باليني شبيه اين بيماري است، كه از نظر آزمايشگاهي هم به آن شباهت دارد. در بيماري وسواس اجباري، يك ناقل خاص در سلول‌هاي پلاكت خون بيمار افزايش پيدا مي‌كند. پژوهشگري به نام مارازيتي، افراد عاشق را به اين طريق آزمايش كرده و به اين نتيجه رسيده كه آنها هم درست همين حالت را دارند. پس عشق يك حالت وسواس اجباري ايجاد مي‌كند كه در آن فرد عاشق دچار افكار و عادت‌هاي خاصي مي‌شود كه نمي‌تواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پي در پي با معشوق و فكر كردن مداوم به او كه عملكرد عادي ذهنش را مختل مي‌كند.

هوش عاطفي‌ات را بالا ببر


با تمام اين حرف‌ها، امروز دانشمندان به اين نقطه رسيده‌اند كه «اگر عشق و احساسات قابل اتكا نيستند پس چه چيز قابل اتكا است؟» يعني چه چيزهايي بايد وجود داشته باشد تا عشق افراد پايدار بماند. ابتدا نظريه‌اي شكل گرفت كه اگر برخي شباهت‌هاي اوليه بين افراد وجود داشته باشد صمميت و رفاقت بيشتري بين آنان به وجود مي‌آيد كه مي‌تواند ازدواج موفق را تضمين كند. اما تجربه نشان داد كه اين اتفاق هم نمي‌افتد. آقاي اشتنبرگ كه مثلث عشق را ارائه كرده بود به اين نتيجه رسيد كه خيلي از طلاق‌ها، بر خلاف انتظار، در مواردي اتفاق مي‌افتد كه انتخاب اوليه اشتباه نبوده است. يعني افراد در ابتداي ازدواج، شباهت‌هايي به هم داشته‌اند اما پس از ازدواج تغيير كرده‌اند. پس خيلي وقت‌ها مشكل اينجاست كه آدم‌ها تغيير مي‌كنند؛ اما با هم تغيير نمي‌كنند: در دو مسير يا با سرعت‌هاي متفاوتي تغيير مي‌كنند. پس حالا اين سوال به وجود مي‌آيد كه «اگر شباهت اوليه هم ضامن صميميت نيست پس چه چيز مي‌تواند صميميت و رفاقت درازمدت بين زوج‌ها را تضمين كند؟»
پژوهش‌هاي زيادي نشان داده‌اند كه هوش عاطفي يكي از مهمترين عوامل موفقيت ازدواج است. هوش عاطفي نوعي از هوش است كه به ما كمك مي‌كند به احساساتمان آگاه باشيم. بتوانيم عواطفمان را خوب بيان كنيم. آنها را خوب كنترل و هدايت كنيم. ظرفيت هاي خودمان را بشناسيم و در مجموع يك حس مثبت كلي نسبت به خودمان داشته باشيم. از طرف ديگر بتوانيم عواطف فرد مقابلمان را درك كنيم و نسبت به آن واكنش اجتماعي يا بين فردي مناسب داشته باشيم.
هوش عاطفي به ما كمك مي كند كه وقتي دچار تعارض در احساساتمان مي‌شويم فرو نريزيم و بتوانيم به عنوان مساله‌اي معمولي حلش كنيم .اين نوع هوش، يك چيز ذاتي نيست و در شرايط محيطي شكل مي‌گيرد و در ميان تمام عوامل موثر در موفقيت در ازدواج، كليدي‌ترين نقش را دارد؛ اگر دو طرف داراي هوش عاطفي بالايي باشند مي‌توانند بفهمند كه چطور همراه و همگام با تغيير احساسات و عواطف يكديگر تغيير كنند تا زندگي‌شان به رشد و صميميت بيشتري منجر شود.
 
چه قدرعاشق هستيد؟


عشق هم بالاخره اتفاقي است كه به قول شاعر، خواه ناخواه رخ مي‌دهد. براي خيلي از روان‌شناس‌ها مطالعه اين پديده جالب است. بعضي‌ها مانند استرنبرگ حتي نظريه‌اي علمي ‌درباره عشق دارند. استرنبرگ معتقد است كه يك عشق كامل سه جنبه دارد. اولين جنبه، وفاداري به معشوق است، دومي، ‌احساس صميميت نسبت به او و سومي، ‌داشتن ميل جنسي به معشوق است. به نظر استرنبرگ، هر كدام از اينها كه وجود نداشته باشد، يك جاي كار دارد مي‌لنگد. پرسشنامه زير خيلي به جزييات عشق كاري ندارد و مي‌خواهد به طور كلي بگويد كه آيا شما عاشق هستيد يا نه؟ اين تست در دانشگاه نورس ايسترن بوستون تهيه شده است و خوب، معلوم است كه بيشتر براي دانشجوها كاربرد دارد.

چگونه از اين تست استفاده كنيم؟


عبارات زير را بخوانيد. معشوق‌تان را تصور كنيد و نام معشوق‌تان را به جاي كلمه او بگذاريد. حالا اگر با هر عبارت به طوركامل موافق بوديد، عدد 7، اگر نسبتا موافق بوديد، عدد 6 ، اگر كمي‌ موافق بوديد عدد 5، اگر عبارت را هم درست مي‌دانستيد و هم غلط (يعني در مورد نظرتان مطمئن نبوديد)، عدد 4، اگر با آن كمي ‌مخالف بوديد، عدد 3، اگر نسبتا مخالف بوديد، عدد 2 و اگر به‌طور كامل مخالف بوديد عدد 1 را جلو عبارت بنويسيد.


1) براي رسيدن به او خيلي عجله دارم. ?


2) او را خيلي جذاب مي‌دانم. ?


3) او نسبت به بيشتر مردم، عيب‌هاي كمتري دارد. ?


4) براي او هر كاري كه لازم باشد، انجام مي‌دهم. ?


5) به نظر من، او خيلي دلربا است. ?


6) دوست دارم احساساتم را با او در ميان بگذارم. ?


7) وقتي با هم كاري را انجام مي‌دهيم، كار برايم خيلي خوشايند است. ?


8) دوست دارم كه او حتما مال من باشد. ?


9) اگر اتفاقي براي او بيفتد؛ خيلي ناراحت مي‌شوم. ?


10) خيلي وقت‌ها به او فكر مي‌كنم. ?


11) خيلي مهم است كه او به من علاقه داشته باشد. ?


12) وقتي با او هستم، كاملا خوشحالم. ?


13) برايم دشوار است كه براي مدتي طولاني از او دور باشم. ?


14) خيلي به او علاقه دارم. ?

راهنماي نمره‌گذاري:


حالا عددهايي را كه جلوي هر عبارت گذاشته‌ايد، با هم جمع بزنيد.


• شمايي كه بالاي 89 نمره آورده‌ايد، وضع‌تان خراب است. شما بدجوري عاشق شده‌ايد و اگر صادقانه به پرسش‌ها پاسخ داده‌ايد، در عشق‌تان هيچ شكي نمي‌توان كرد.


• اگر نمره‌تان حول و حوش 78 تا 88 مي‌چرخد، شما هم به احتمال خيلي زياد عاشق هستيد و چيزي نمانده است كه در بالاي قله عشق بايستيد.


• اما اگر نمره‌تان بين 68 تا 77 باشد، احتمال كمتري وجود دارد كه عاشق باشيد. اما شما هم به هر حال عاشق‌ايد.


• كساني كه از 68 پايين‌تر آورده‌اند، بهتر است كه خودشان را گول نزنند. به احتمال زياد چندان عاشق نيستند.
• كساني كه از 58 پايين‌ترند، به‌ هيچ‌وجه عاشق نيستند. اين گروه بهتر است پيشه ديگري براي خودشان دست و پا كنند و يا اسم احساسات رقيق‌شان را نگذارند عشق!

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 1:21 قبل از ظهر
به قلم: مجنون

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند

 

 


 

 


 



 


 

 


 



 

 



 

 





 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 1:6 قبل از ظهر
به قلم: مجنون

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند

شايد آن روز که سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد کرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست

 

وقتي گريه مي کنم تو را در ميان اشکهايم مي بينم **ولي اشکهايم را پاک مي کنم تا کسي تو را نبيند

 

نمي گويم فراموشم نکن هرگز/ ولي گاهي به ياد آور/ رفيقي را که ميداني/نخواهي رفت از يادش عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست... صدقه است کسانی که دیر قول میدهند خوش قولترین مردمان دنیا هستند....ژان ژاک روسو

 

یک سنگ کافی است برای شکست یک شیشه یک جمله کافی است برای شکستن قلب.یک قلب کافی است برای عاشق شدن. یک دوست کافی است برای یک عمر زندگی

 

دریا رو دوست دارم ولی از امواجش می ترسم بهار را دوست دارم ولی از تاریکی اش می ترسم شمعی از جنس تو را دوست دارم ولی از اب شدنش می ترسم

 

سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني آه باران من سراپاي وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني

 

اگه خدا تا لب پرتگاه بردت بدون يا از پشت گرفتتت .. يا همون لحظه پرواز رو يادت مي ده

 

دوستاي خوب مث ستاره‌ها ميمونن... حتي وقتي نمي بينيمشون باز هم سر جاشون هستن!!

 

دل مي گيرد و ميميرد و هيچ کس سراغي ز آن نمي گيرد. ادعاي خدا پرستيمان دنيا را سياه کرده ولي ياد نداريم چرا خلق شديم. غرورمان را بيش از ايمان باور داريم. حتي بيش از عشق

 

دور قلبم کنفی بافته ام تا که هر عنصر سخت به دلم راه ندم همه اندیشه من فانی شدنم اندیشه کنون همه عاشق شدن است !

 

دو خط موازي هرگز به يکديگر نميرسند مگر اين که يکي بشکند براي رسيدن به ديگري

 

در زندگي باران نباش كه فكر كنند خودت را با منت به شيشه ميكوبي ؛ ابر باش تا منتظرت باشند كه بيايي

 

زندگي در گرو خاطره هاست ؛ خاطره ها در گرو فاصله هاست ؛ فاصله ها تلخ ترين خاطره هاست.

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 0:59 قبل از ظهر
به قلم: مجنون |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند

.
ودراين كوچه خانه اي ست...

تو رفتي وچه پرشتاب گذشتي
تو،حتي لحظه اي صميمانه، به در چوبي آن خانه نگاه نكردي
اگرچه ميدانستي
پشتِ آن درحياطي ست وباغچه اي،

تو،رفتي وچه آسان گذشتي

توحتي لحظه اي گذارا، اين انديشه به ذهنت خطور نكرد كه گل هايِ باغچه،
با اصالت دستان تو روئيدند.
تو رفتي وچه سخت گام برداشتي
اگرچه مي دانستي،
كسي هست در ان خانه.،كه هر روز، گل هايِ اطلسي ورازقي را آب مي دهد

 

 

 

عشـــــــــــــــــــــــــــــــق
چرا تا عشق هست همه ميرن طرف کينه و نفرت بی عشق مباش تا مرده نباشی در عشق بمير تا زنده بمانی سعی کن هميشه خونه عشقت خالی از عشق کسی باشه سعی کن عظمت عشق را هيچ وقت درک نکنی .چون عشق به قدری بزرگ و ویران کننده هست که هر کسی جنبه و قدرت کشش عشق را ندارد.امــا!!اگر روزی عاشق شدی فقط برای یک نفر بشو!فقط برای اون گریه کن بخند و...سعی کن اگه به کسی میگی دوستت دارم هیچ وقت زیر حرفت نرنی!و برای عشقت بجنگی!!سعی کن يه عشق پاک آسمانی و مقدس داشته باشی هيچ موجودی تنها نيست چون خدا هميشه با اوست وخدا آفريده هاشو دوست داره با اشکهایم ذکر وصال را میشمارم بدرستی که آموزگار بی وفایی هستی

 

 

 

عشق نمی پرسه که تو کی هستی؟

عشق فقط میگه تو مال منی...

عشق نمی پرسه که اهل کجایی ؟

فقط میگه تو قلب من زندگی می کنی...

عشق نمی پرسه که چی کار می کنی؟

فقط میگه باعث میشی قلب من به ضربان بیفته...

عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟

فقط میگه همیشه با منی...

عشق نمی پرسه که دوستم داری؟

فقط میگه دوستت دارم

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 0:57 قبل از ظهر
به قلم: مجنون |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند

اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به يکديگر نامحدود می شود.

***

هميشه هر چيزی را که دوست داری به دست نمی آوريم پس بياييد آنچه را که به دست می آوريم دوست بداريم.

***

بهاي عشق چيست بجز عشق ؟ (ماري لولا)

***

نمي خوام بگم قدر 1 دنيا دوست دارم چون دنيا 1روز تموم مي شه

نمي خوام بگم سياهي چشات مثل شب پر ستاره است چون شب هم بالاخره تموم مي شه

نمي خوام بگم دوست دارم چون دوست ندارم بلكه عاشقتم

***

ديدگان تو در قاب اندوه سرد و خاموش خفته بودند

زودتر از تو ناگفته ها را با زبان نگاه گفته بودند

از من و هرچه در من نهان بود مي رميدي مي رهيدي

يادم آمد كه روزي در اين راه ناشكيبا مرا در پي خويش ميكشيدي

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 0:56 قبل از ظهر
به قلم: مجنون |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند

بنبنام سلطان قلبم بنام عشق بنام تو

دستان مرا بگیر

حسرت نمی گذارد تو را فراموشت کنم و عشق مانع ایست قلبی

و

تنها نگاه تو می تواند مانع از این مرگ شود

دوستت دارم

و

می خواهم در کنار من بمانی

بگذار این حسرت به واقعیتی تبدیل شود

و

در کنارت بودن را احساس کنم

ای کاش می توانستی دیدگان شسته شده از اشک مرا ببینی

و

دستان مرا در حالی که تو را نشانه رفته اند

و

تنها با صدای قلب تو خو گرفته اند را احساس کنی

لحظه لحظه های تنهایی من با تو و به یاد تو پر می شود

و

بدان تنها تو دلیل زنده بودنی

تقدیم به تنها عشق زندگیم که خودش و وجودش باعث پاکی قلبم شد

عاشق بی صدا

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 0:54 قبل از ظهر
به قلم: مجنون |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند
تو گشتن هم کلام،

عشق یعنی شاخه ای گل در سبد ،

عشق یعنی دل سپردن تا ابد ،

عشق یعنی سروهای سر بلند ،

عشق یعنی خارها هم گل کنند،

عشق یعنی تو بسوزانی مرا ،

عشق یعنی سایه بانم من تو را ،

عشق یعنی بشکنی قلب مرا ،

عشق یعنی می پرستم من تو را،

عشق یعنی آن نخستین حرفها ،

عشق یعنی در میان برفها،

عشق یعنی یاد آن روز نخست ،

عشق یعنی هر چه در آن یاد توست،

عشق یعنی تک درختی در کویر ،

عشق یعنی عاشقانی سر به زیر،

عشق یعنی بگذری از هفت خان ،

عشق یعنی آرش و تیر و کمان ....

هنوزم هر جا باشی عزیز ترینی

هنوزم یاد تو هر جا و همیشه با منه

می دونم یه روز می آی

دلم که خیلی روشنه...

اگه تو ستاره شی بری به دشت اسمون

اگه رو زمین باشی ندی تو حتی یه نشون

اخرش هر جا باشی یه روزی پیدات می کنم

تو رو مالک دلم عاشق فردات می کنم

اگه بر گردی خونه

غصه ماتم چی چیه

کاش بیای در بزنی من پشت در بگم کیه

نمی دونی که چقدر جات توی خونه خالیه

کاش....

بیای در بزنی من پشت در بگم کیه؟

بگم کیه؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟

آموخته ام که هميشه کسي هست که به ما احتياج دارد.
آموخته ام که هيچ وقت هيچ وقت قضاوت نکنم.
آموخته ام که انسان هاي بزرگ هم اشتباه مي کنند.
آموخته ام که هميشه هميشه بخندم.
آموخته ام که هرگز نگذارم کسي عصبانيتم را ببيند.
آموخته ام که به انسان ها مانند سکوي پرتاب نگاه نکنم.
آموخته ام که هرگاه که ترسيده ام ،شکست خورده ام.
آموخته ام که غرور انسان ها را هرگز نشکنم.
آموخته ام که هرگز وابسته کسي نباشم

پروانه خيال

وقتي شبيه آينه ها مهربان شدي

من يك ستاره ماندم،تو كهكشان شدي

غمگين و دلشكسته به راهت نشسته ام

از آن شبي كه خاطره اي بي نشان شدي

با من سخن بگو كه منم آشناي تو

اي آشنا كه با دل من همزبان شدي

مي بينمت كه پشت تن بوته هاي ياس

پروانه خيال مرا آشيان شدي

وقتي نشست مهر نگاهت به جان من

چو عشق در خزان دلم جاودان شدي

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 0:54 قبل از ظهر
به قلم: مجنون |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند
نامه ای که یک عاشق برای معشوقه خودش نوشته

سلام دوستان عزیز.نامه ای شاید زیبا و در عین حال تکان دهنده رو انتخاب کردم.نامه ای که یک

عاشق برای معشوقه خودش نوشته.با احساس کامل بخونید و لطفا جای سه نقطه (...) اسم هر کسی

رو که دوست دارید بگذارید...

به نام خداي نامهرباني ها

سلام ... قشنگ ولي نامهربان من!

منم، ...، کسيکه با نام تو جان گرفت و زندگي را در چشمان مهربان فريبنده ي تو معنا کرد!

منم عاشق تو، کسيکه برگهاي سرنوشت را با تک تک واژه هاي گوش نواز و طنين دلنشين کلامت ترسيم کرد..........

و اينک اين منم زني تنها در آستانه فصلي سرد....... .تو با تمام مهرباني هايت مرا رها کرده اي در کوله باري از غم،

کاش مي دانستم گناه من در اين بازي چيست؟ جرم من فقط دوست داشتن و عاشق شدن تو بود!

جرم من آيا اين بود که با تو اي تک سوار دلبري ها، لحظه لحظه زندگي کردم!

...
خوبم، آيا مجازات من که با دو هجاي نامت، دم و بازدم را احساس کردم و از حيات و از بودنم و از بودنت

لذت بردم اين است؟ گل من! نمي دانستم که عشق و دوست داشتن با معيارهايي چون تضاد طبقاتي،

موقعيت اجتماعي، مخالفت هاي خانوادگي، تقدس و حرمتش شکسته مي شود.

...
عزيزم! چگونه مي تواني مرا فراموش کني، مني که نخستين طپش هاي عاشقانه و دلهره هاي ديدار و

لذت دوست داشتن را با تو تجربه کردم. من اولين بار که سراسر وجودم از عشق تو گر گرفت دستان تو را لمس مي کردم....

اولين نگاه، اولين احساس، اولين بوسه........ يادت هست!!تمام لذت هاي با هم بودن و احساسات من با تو بود، من با

صداقت و ايمان کامل تو را و قلبت را پذيرفتم و بدان تا زماني که جان در بدن دارم هم چنان دوستت خواهم داشت

و خدا که شاهد تمام لحظه هاي من و تو بوده است خوب مي داند که من چه انديشيده ام و چه نيتم بوده است و

چقدر دوستت داشتم!

...
نازنينم! فقط بدان قلب آدمي با يک نفر تکميل مي شود و با يک نفر به آرامش دروني مي رسد نه با چند نفر!

خوب من کاش فقط مي دانستم من که فقط به تو محبت و مهرباني و دوست داشتن بي حد و حساب و بي توقع

هديه کردم چرا تو بي وفايي و بي اعتنايي را به من پيشکش کردي؟ بهترينم ... عزيزم! من تو را با تمام مهرباني هاي

دروغينت! و بي اعتنايي هايت و خيانت هايت! و بي وفايي هايت دوست داشتم و دارم و اميدوارم خوشبخت باشي.

امروز روزيست که احساس خفه شدن و غرق شدن در مرداب دوست داشتن دارم هيچ وقت فکرش را هم نمي کردم روزي

صداقت من اينگونه پايمال شود و محبت من بي جواب بماند.

من اگر تو را دوست داشته باشم يا از نفرت پر باشم زندگي مي گذرد، خورشيد هر روز طلوع مي کند،.......

ولي در اين ميان يک چيز را براي هميشه باور کن و ايمان بياور....... که صداقت من روزي گريبانگير تو خواهد شد و خداوند

عادل بين من و تو حکم خواهد کرد. روزي خواهي فهميد من چه مي گويم که............

خوب من ، ... دوست داشتني من دوستت دارم و اميدوارم خوشبخت شوي، هيچ زمان مزاحمت نمي شوم، خوش باش!

فقط در تعجبم تو که مي دانستي و ديده بودي که من بي تو نمي توانم زنده بمانم (خودکشي) چگونه باز مرا رها کرده اي

نمي دانم بعد از تو چگونه زمان خواهد گذشت............

مثل هميشه با اشک چشمان هميشه ترم و لرزش دستانم در برابر نام بزرگت در قلب کوچکم مي نويسم .. براي آخرين بار

مي نويسم.دوستت دارم خدانگهدار......

آنکه درکش نکردي و در اوج دوست داشتن تنهايش گذاشتي

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 0:53 قبل از ظهر
به قلم: مجنون |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند
عاشقانه آمدم تا عاشقانه در کنار تو بمانم تا برای تو بمیرم مهربان من آمدم ای نازنینم تا به جبران گذشته سر ز پایت بر نگیرم همزبان من آمدم تا آنکه باشم تکیه گاه خستگی هات ای گل نیلوفر من تا سحر گاهان بپیچدعطر گرم بازوانت در حریم بستر من مهربان من در دو چشم من نگاه کن تو منو از من جدا کن با محبت آشنا کن ترک آن افسانه ها کن مهربانی را صدا کن این تو و من را رها کن نازنینم تو منو از نو بنا کن بر دو چشمان تو سوگند در تمام ملک هستی اولین عشقم تو بودی آخرین

عشق یعنی لایق مریم شدن . عشق یعنی با خدا هم دم شدن . عشق یعنی جام لبریز از شراب . عشق یعنی تشنگی یعنی سراب . عشق یعنی خواستن .له له زدن . عشق یعنی سوختن پرپر زدن . عشق یعنی سال های عمر سخت . عشق یعنی زهر شیرین . بخت تلخ . عشق یعنی با"خدا" ساختن . عشق یعنی چون همیشه باختن.... .

 

آن دل كه به ياد تو نباشد دل نيست قلبش كه به عشقت نطپد جز گل نيست

هيچ وقت از خدا نخواه که همه ي دنيا مال تو باشه ... هميشه از خدا بخواه کسي که همه ي دنياي توست مال کسي ديگه نباشه

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان 1386ساعت 0:52 قبل از ظهر
به قلم: مجنون |

هر کس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند

دوتا ني ني پيش هم خوابيده بودن, پسره به دختره ميگه: تو دختلي يا پسل؟ دختره ميگه: نمي دونم, پسره ميگه: بذال من بلم زيل پتو ببينم, ميره و مياد ميگه: تو دختلي, دختره ميگه از كجا فهميدي؟؟؟؟ميگه: آخه جولابات صولتيه :o)

شعار جديد 22 بهمن: 22ليتر بنزين ريختيم تو موتور گازي رفتيم 2khtar بازي الله ياور ماست 110 دنبال ماست

تركه مشكي پوشيده بود بهش ميگن چي شده ميگه بابام مرده ميگن چرا پاره پوره پوشيدي؟ميگه خدا بيامرز نمي گذاشت چالش كنيم

يه اصفهاني تو خواب ميبينه به فقير 1000 تومان داده وقتي بلند ميشه ميگه :: اجب كاووسي بود

مرد دوستي را كشف كرد و عشق اختراع شد. زن عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد! مرد تجارت را كشف كرد و پول را اختراع كرد. زن پول را كشف كرد و « خريد كردن » اختراع شد! از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را كشف و اختراع كرد. ولي زن همچنان مشغول خريد بود

دعاي قبل از طلاق: يا رب اين نوگل خندان که سپردي به منش / ميسپارم به ننش از دست اخلاق بدش

ترکه و لره داشتن با هم حرف مي زدن: لره: تو کجا به دنيا اومدي؟ ترکه: تو بيمارستان!! لره: آخي مريض بودي؟

از خدا ميخوام موانع رو از سر راهت برداره... . ... . آخه خر نميتونه مثله اسب از روی موانع بپره

آفريقايها يه ضرب المثل دارن که ميگه:" هشابن تنت هب رس ماخيم"، يعني خيلي دوستت دارم، اينقدر که جونم را برات ميدم، جالب اينه که اگه برعکس بخوني هم همين ميشه، ميگي نه بر عکس بخونش

يه روز يه ترك رو به جرم دزدي مي برن دادگاه .قاضي مي گه خجالت بكش اين دفه چهارمه كه مياي دادگاه .تركه به قاضي مي گه تو خجالت بكش كه هر روز اينجا يي

لره مي‌بينه كه همه رفيقاش موبايل دارن جز خودش، يه كاغذ لوله مي‌كنه، مي‌بنده به كمرش، ميره پيش رفيقاش. ازش مي‌پرسن: اين چيه؟ ميگه: واي، باز هم فكس رسيد

ترکه بعد از سي سال کچل بودن ميره مو ميکاره دو روز بعدش توي قرعه کشي بانک حج واجب برنده ميشه

زندگی زد ؛آدم رقصید . آدم رقصید ؛ زندگی عرق کرد . زندگی عرق کرد ؛ آدم چایید . آدم چایید ؛ زندگی تب کرد . زندگی تب کرد ؛ آدم لرزید . آدم لرزید ؛ زندگی ترک برداشت . زندگی ترک برداشت ؛هیچ کس درد آدم را نفهمید

سرسبزترين سبزها تقديم تو باد . . . . . . . سازمان پخش علوفه دام

به اصفحانيه می گن تا حالا شیرین تر از عسل هم خوردی ؟ میگه : بله ، ترشی مفتی

زماني که نا اميد شدي به ياد اور که تاريکترين ساعت شب نزديکترين لحظه به طلوع خورشيده

لره ميره حج سروصورتش خوني ميشه بهش ميگن چه اتفاقي افتاده میگه پدر سوخته ها خيلي سنگ ميزدن اما آخر تو نستم ببوسمش

الا يا ايهاالساقي ادر کاسا و ناولها ... که عشق آسان نمود اول، ولي افتاد تالار و شام و عاقد و عکاس و آرايشگر و فيلم و لباس و تاج و کفش و کيف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجير و سرويس طلا... آنهم از آن سرويس خوشگلها... و از اين جور مشکلها

يه نفر زنشو داشته كتك مي زده چند نفر سر مي رسند ميگند بابا چرا مي زني اين بيچاره رو مي گه د نمي دونم اگه مي دونستم كه مي كشتمش

لره با خوشحالي به دوستش ميگه بالاخره اين پازل رو بعد از ۲ سال حل كردم . دوستش ميگه: ؟ می گم 2 سال زیاد نیست : نه بابا رو جعبه اش نوشته ۷ تا 4 سال

هولناکترین چیزهای عالم اسامی زنانه داره. از طوفانهای سهمگین بگیر تاهمین مار کبری که در عین خوش ترکیبی در عرض 3سوت شما را میفرسته سفر آخرت

به رشتيه ميگن تو به زندگي پس از مرگ اعتقاد داري ؟ ميگه 100% آخه من خودم 2 سال يعد از مرگ پدرم به دنيا اومدم

تركه يه مگس ميگيره, بش ميگه بپر.. مگسه ميپره. مگس رو ميگره يه بالشو ميكنه, بش ميگه بپر.. مگس به زور ميپره . باز مگس رو ميگيره اون يكي بالشم ميكنه, بش ميگه حالا بپر... مگسه نيمپره. بعد تركه ميگه : حالا ما نتيجه ميگيريم كه وقتي بالهاي مگس رو بكنيم ، مگس كر میشه

مجلس طرح جريمه لباس برا خانوم ها را تصويب کرد! روسري کوتا بيست هزار تومن! مانتوي کوتاه 15 هزار تومن! شلوار کوتاه 25 هزار تومن! کفش رنگي 10 هزار تومن! از آقايوني که تصميم به ازدواج دارن خواهشمند است قبل از ازدواج عدم خلافي همسر خود را بگيرند!!

دزده ميره خونه طرف ميگه يا زنت رو بده يا ميکشمت! طرف زنش رو ميده، دزده ميگه هاهاها... تفنگم الکي بود. طرف ميگه هاهاها... اونهم آبجيم بود

روانشناسان ترک ثابت کردند که مهمترين عامل طلاق ازدواج است

معلمه سر کلاس ميگه هرکس خنگه از جاش بلند بشه.يه شاگرده بلند ميشه ميگه : آقا بخدا ما خنگ نيستيم فقط خواستيم شما تنها نباشيد

10مت گرم 9كرتم 8شيشتم 7 تيرتم 6يشه عرقتم 5چرتم 4كرتم 3پايتم 2ست دارم 1دنيا!

دقت کردي که قشنگترين و عزيز ترين چيزاي دنيا هميشه يکين ؟ ماه يکيه ... خورشيد يکيه ... زمين يکيه ... خدا يکيه ... مادر يکيه ... پدر يکيه ... منم يکي هستم

لره زنگ ميزنه ميگه اونجا 22222222 هستش؟ ميگن بله . ميگه پس بيزحمت يه زنگ به اورژانس بزنين بگين جاسم انگشستش تو عدد 2 تلفن گير کرده !!!!

پیرزنه تو اوتوبوس هی میگفته نی نای نی نای نی نای نای ، همه هم دست میزدن براش بعد یهو دست میکنه تو کیفش دندوناشو در میاره میگه نیاوران نیگه دار!

هر کي دروغ بگه ميترکه…. رشتيه: ماآدماي با غيرتي هستيم….بـــــــومب….. اصفهانيه: ما آدماي لارجي هستيم… بومب …. ترکه : ما آدم …..بـــــــومب

مردهاي فرانسوي هم زن دارن هم معشوقه اما زنشونو بيشتر دوست دارن، مردهاي آمريکايي هم زن دارن هم معشوقه اما معشوقشون رو بيشتر دوست دارن؛ مردهاي ايراني هم زن دارن هم معشوقه اما مامانشون رو بيشتر دوست دارن

تركه داشته با دوستش از خيابوون رد مي شده كه به چراغ راهنما مي رسن . ناگهان غيرت حاج آقا گل مي كنه ، ميزنه 3 تا چراغاي چراغ راهنما رو ميشكونه بعدش ميگه تا تو نباشي ديگه چشمك بزني

از دختره مي پرسن نامزدت چه شکليه ؟ ميگه مثل اسب نجيب . مثل پلنگ مهربون . مثل شير قوي . مثل عقاب تيز بين . دوستش ميگه کي ميريم باغ وحش نامزدت رو ببينيم

به غضنفر مي گن دو دو تا چند تا مي شه ؟ مي گه : بي خيال شو كلمه بگو جمله بسازم

اگه يه مرغ با يه دلفين ازدواج كنه بچشون .مرفين .ميشه × ×اگه يه جغد با يه فوك ازدواج كنه بچشون .جوك .ميشه × ×اگه يه قو بايه قناري ازدواج كنه بچشون .قوري .ميشه ××××××وبالاخره... اگه يه پروانه با يه شبتاب عروسي كنه بچشون پرتاب

سهراب سپهري ورژن 2006:هر کجا هستم، باشم به درک! من که بايد بروم! پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت! من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد! تيپ را بايد زد! جور ديگر اما... کار را بايد جست. کار بايد خود پول. کار بايد کم و راحت باشد! فک و فاميل که هيچ... با همه مردم شهر پي کار بايد رفت! بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است! پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست! سيد خندان يه نفر

وزارت ارشاد شعر ((اتل،متل،توتوله))را به دلايل زير ممنوع كرد:1.وجود كلمات توتوله و تحريك كودكان2.استفاده از كشور هندوستان3.زن كردي4.ترويج بي حجابي...............شعر اصلاح شده:....اتل متل زباله،گاو حسن باحاله،هم شير داره هم آستين،شيرشو بردن فلسطين،بگير يك زن راستين،اسمشوبذار حكيمه،كه چادرش ضخيمه ~~~>

خروسه بالاي ديوار بوده، يه دفعه از توي خيابون يه ماشين حمل مرغ زنده رد ميشه، خروسه داد ميزنه: بچه‌ها بيايين، سرويس دخترا اومد

به خاطر اعتراض به فيلم سيصد از اين به بعد اينطور ميشماريم : 298 299 گل محمدي 301

دو تا جوجه از بچگي عاشق هم بودند اما وقتي بزرگ شدند ديدن هردوتا شون خروسن(نتيجه اخلاقي تا وقتي جوجه اي عاشق نشو)

ريزش موهاي خود را به دستان خدا بسپاريد . شامپـــــــــــو يدالله

حالت تهوع به ترکه دست ميده ، ترکه بهش دست نميده

گر بميرد پسري از قبر او رويد گلي گر بميرند پسران دنيا گلستان مي شود گر بميرد دختري يک بي وفا کم ميشود گر بميرنددختران دنيا وفادار مي شود

ميدوني ضد حال چيه؟؟؟؟ تولدت 30 اسفند باشه ( هر 4 سال یه بار )

قزوينيه برنج تبرك ميخره، درشو وا ميكنه، ميگه: پس حميد كو؟

قورباغه وزنبور با هم ازدواج ميكنند قورباغه ميگه قوقوقوقوقوقوربونت برم زنبور ميگه وظ وظ وظ وظ وظ وظ وظيفته

يه زن 50 ساله كه چهار بار شوهر كرده بود رفت پيش دكتر و دكتر پس از معاينه گفت: اين غير ممكن است كه شما چهار بار ازدواج كرده باشيد و هنوز دختر باشيد. زنه گفت: آقاي دكتر، شوهر اولم قزويني بود... شوهر دومم رشتي بود و بخار نداشت... شوهر سومم هم اصفهاني بود و مي‌گفت: حيفست... شوهر چهارمم هم ترك بود و با غيرت و مي‌گفت: يعني چه؟ مگه

غضنفر جلوي دبيرستان دخترانه ميافته تو جوب ! واسه اينکه ضايع نشه ميگه : هر کي منو در آورد مال خودش

يك نفر دهاتى از شهر براى زن جوانش كه در عمر خود آيينه نديده بود، آيينه اى خريدارى كرد هنگامى كه آيينه را به خانه آورد زن بيچاره همين كه صورت خود را در آيينه ديد تصور كرد شوهرش زن تازه اى به خانه آورده و شكايت پيش مادرش برد و آيينه را به او نشان داد، پيرزن هم كه هرگز آيينه نديده بود همان صورت زشت و پرچين خود را در آيينه ديد و در مقام دلدارى به دخترش بر آمده و گفت : ننه جان غصه نخور كه اين عجوزه هرگز جاى تو را در دل شوهرت نخواهد گرفت .

از تركهاي ايران خودرو دليل اعتصابشون رو ميپرسن ميگن ما اينجا مثله خر كار ميكنيم بعدش اينا عكس اسب رو زدن رو ماشینا

بعد از يه زلزله شديد يه آبادانيه رو از زير آوار در ميارن!!!! آبادانيه بعد از اينكه خودشو ميتكونه لاف زدنش گل ميكنه مي گه: ولك ويبره موبايلو ديدي چه ميكنه؟

خداوند آسمان را آفريد و گفت چه زيباست مرد را آفريد و گفت چه زيباست....و زن را آفريد و گفت.............اشكال نداره آرايش ميكنه

دروغ پسرانه : 1. خيلي ميخوامت(ماشاالله پسرها همه رو ميخوان) ?.هميشه به يادتم(مخصوصا موقع لالا) ?.تا اخرش با هاتم(ولي از يه نوع ديگش) ?.غير تو به هيچکسي فکر نميکنم(اره جون عمت) ?.من بهت اعتماد کامل دارم(مخصوصا در حين تلفن پشت خطي داشته باشي) ?.تا حالا با هيچ دختري انقدر صميمي نبودم(به جز خواهرم) ?.دوستت دارم(دروغ سال ?? )

از اشعار سهراب سپهري مي توان نتيجه گرفت :‌1- سهراب زن ذليل بوده (زندگي شستن يك بشقاب است . ) 2- سهراب شب ها جاشو خيس مي كرده (زندگي تر شدن پي در پي )

سازمان سنجش اعلام کرد:هیچ قزوینیی حق نداره پشت کنکور بمونه

خطبه عقد رشتي ها:"النکاح سنتي "،"بعد کيف امتي"

اسبه زنگ ميزنه سيرك ميگه : آقا جون اونجا اسب استخدام نمي كنيد ؟ ميگن مگه شما چه هنري داري ؟ اسبه ميگه بي شعور نمي بيني دارم حرف مي زنم

نگاه منطقي يک ترک به زندگي : تا حالا فکر کردي اگه توماس اديسون نبود چي ميشد.......مجبور بوديم تو تاريکي تلويزيون نگاه کنيم

تهراني ميره مکه پرده کعبه رو ميگيره توبه ميکنه که خدا من توبه ميکنم ديگه براي ترک ها جوک نمي سازم من رو ببخش بعد از اون ور يه ترکه مياد ميگه ببخشيد آقا قبله از کدام طرفه ؟!؟ بعد تهراني رو می کنه به کعبه می گه: خدا ببين خودش گير ميده

زندگی چیه ؟ زندگی عشقه، عشق چیه ؟ عشق بوسیدنه، بوسیدن چیه ؟ بیا اینجا بهت بگم!!!

به تركه ميگن چرا خودترو به سپر ماشين ميمالي مگه مي خوام اوقات فراغتم سپري بشه

مصارف مهم اس ام اس در ايران : 1-پيغام هاي اورژانسي ( سر رات که داري مياي 2تا بربري بخر) 2- اطلاعات رساني( سر جلسه امتحان)" جيم درسته الاغ!" 3-پيغام هاي عاشقانه: "عزيزم ،قبل از خواب به ياد من مسواک بزن !" 4-جلوگيري از خشونت :"بدهکار محترم !اگه اين جا بودي خرخرتو مي جوييدم "! 5-فرستادن جوک :"يه روز يه يارو مي ره سربازي ،دور کلاش قرمزی

يروز هفت به هشت ميگه 2ميليون بهت ميدم جاتو با من عوض کن هشت ميگه: من براي مال دنيا لنگمو هوا نمي کنم

به يه ترکه ميگن تو چرا ريش نداري ميگه اخه من به مامانم رفتم

يه معتاد 2 تا سيگار تو دهنش گرفته بود داشت ميكشيد ازش ميپرسن چرا 2 تا سيگار ميكشي ميگه يكي واسه خودم يكي هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از يه مدتي ميبينن همون معتاد يه دونه سيگار ميكشه بهش ميگن حتمادوستت از زندان ازاد شده ميگه نه خودم ترك كردم

به تركه ميگن: نظرت درباره بند گردني موبايل چيه؟! ميگه :خوبه, فقط موقع شارژ گوشي يه 2 ساعتي ادم از كار و زندگي ميندازه

يه ترکه ميره خواستگاري باباي عروس بهش ميگه اون گلی که زدي به يقت خارش اذيتت نميکنه ترکه ميگه خارش که نه ولي گلدونش که تو لباسمه بیچارم کرده

حوا وقتی زن آدم شد5 تا شانس نسبت به بقیه زنهای الان داشت 1.مادر شوهر نداشت 2.خواهر شوهر نداشت 3.هوونداشت 4.جاری نداشت 5.شوهرش آدم بود

نتيجه جالبي به دست آمد از اين قرار سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها صادقانه بيان كنيد؟ و كسي جوابي نداد... چون در آفريقا كسي نمي دانست غذا يعني چه؟ در آسيا كسي نمي دانست نظر يعني چه؟ در اروپاي شرقي كسي نمي دانست صادقانه يعني چه؟ در اروپاي غربي كسي نمي دانست كمبود يعني چه؟ در آمريكا كسي نمي دانست ساير كشورها يعني چه؟؟؟؟

شباهت مردا با خط تالیا: خیلی ارزونن... زیاد اعتبار ندارن... دل خوش کنونن... کلاستو اساسی میارن پایین... مال بد بیخ ریش صاحبشه... ( با پوزش از خدمت آقایون !!!! )

کشتي درحال غرق شدن بود . ناخدا فرمان خروج از کشتي را صادر کرد . مردها براي خروج هجوم آورده بودند. ناخدا مانع خروج مردها شد و گفت: خجالت بکشيد حق تقدم با زنان است . زنان بسيار خوشحال شدند و ضمن تشکر از ناخدا به خاطر رعايت حق خانم ها يکي يکي از کشتي خارج شدند... پنج دقيقه بعد ناخدا گفت : آقايان بفرمائيد پياده شويد کوسه ها به اندازه کافي سير شدند

تركه از تاكسي پياده ميشه درو محكم مي بنده مي گه Pedar Sag خودتي. راننده مي گه من كه چيزي نگفتم. تركه مي گه بعدا كه مي گي

دو تا باجناق سوار خر بودند ، يکي از اونها بر عکس نشسته بود ، پرسيدند ، تو چرا بر عکس نشسته اي ؟ گفت : پشت خر (ک) را ديدن بهتر از پشت گردن باجناق را ديدن است

خرج كن ولي اصراف نكن. عاشق شو ولي ديوانگي نكن. اسوده باش ولي بيخيالي نكن . حرف بزن ولي وراجي نكن. دوستت دارم........... ولي پورو نشو

روش کوزه اي : همان روش قرن هاي قديم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه مي رفت پسر به کوزه مي خوره کوزه بشکست و بعد چنين گفته اند که : اگر با من نبودش هيچ ميلي ... چرا ظرف مرا بشکست ليلي نتيجه گيري : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشي شدن آبه . ?ـ روش عرفاني : چهل شبانه روز جلوي خونه رو آب و جارو ميکني و ده تا شمع روشن مي کني شکلات بين مردم تقسيم مي کني تا مرد آرزوهات بياد. نتيجه گيري : در صورت کمبود شمع مي تونين فانوس هم روشن کنين .

ترکه داشته نوار خالي گوش ميكرده گريه ميكرده ميگن چرا گريه ميكني؟ميگه دلم واسه خوانندش ميسوزه لال بوده

به اندازه همه وجودم مي خوامت

.

.

.

.

جانباز 99%

می دونی چرا توشک رو قبل از دوختن با چوب می زنن ؟ چون بعدا هر چی دید صداش در نیاد

به دختره ميگن شما مي ري wc خودتو با دست راست مي شوري يا چپ ؟ مي گه : حـــــــــــــــــــمــــــــــــــــــــــيــــــــــــــد !!!!

میدونی شماره یه دختر ایده ال برای پسر ها چنده ؟

۶۰۷۰۹۰۲۰۰

می دونی چرا ؟

۶۰ : دور کـمر

۷۰ : سایز سـوتین

۹۰ : دور سـینه

۲۰ : سن

۰ : آی کیو !

می دونی شباهت پسر مجرد با ماشین لباسشویی چیه ؟

هر دو تاشون تو کفن .

با تولد دومين گوسفند شبيه سازي شده ,

ديگه نميتونم بهت بگم : "دنيا ديگه مثه تو نداره !!!! نداره نميتونه بياره

يكي تو بهشت دنبال پدرش ميگشته !

ميرسه به يه پيرمرده که داشته چوب ميتراشيده .

بهش ميگه کارت تو دنيا همين بود پيرمرده ميگه آره.

ميگه بچه نداشتي ؟

پيرمرده ميگه زن نداشتم ولي خدا بهم يه پسر داد که گمش کردم ولي بعدها خيلي معروف شد !

اون داد ميزنه پدرررررررررررر!!!!

پيرمرده هم داد ميزنه پينوکيوووووووووو

سي ان ان اعلام كرد كه: پايگاه اتمي بوشهر و اصفهان امشب ساعت 24 به طور كامل هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره، من اين توپ رو نداشتم... !؟

تو با موبايلت چيكار كردي كه هر چي زنگ ميزنم ميگه: مشترك مورد نظر در قلب شماست؟

اينو واسه تو فرستادم . اره واسه تو . چيه ؟؟؟‌ چرا اينور اونور نگاه مي كني ؟؟؟ باور كن واسه تو فرستادم . اخه مگه به جز تو اسكل ديگه اي هم اونحا هست ؟؟

به ترکه میگن مسابقه رضا زاده رو دیدی

میگه آره ولی آخرش نفهمیدیم چند چند شد؟

DJ مخفّف چه کلمه هايي است؟

الف) disk jockey

ب)دايي جواد

ج)دمبه و جيگر

د)دوست داشتني و جيگر

عبود زن مي گیره یه هفته مرخصی میگیره . تو یه هفته همش تو حجلـه بوده . بعد از یه هفته میخواسته بره سر کار زنش با سینی میاد میگه بیا عبود اینم صبحونت. عیود میگه صبحونه بی صبحونه بخواب . بعد ظهر میاد خونه زنه باز با سینی میاد میگه بیا عبود این هم نهارت . عبود بازم میگه نهار بی نهار بخواب. شب عبود میره بیرون وقتی بر میگرده میبینه تا زنش لخت کنار بخاری خوابیده داره و با جریان خودش ور میره . عبود میگه داری چیکار میکنی؟ زنه میگه هیچی دارم غذاتو گرم میکنم

غضنفر میگن کامپیوتر بلدی ؟ میگه: ای... تا حدودی. میگن خوب حالا کامپیوترو روشن کن ! میگه: اوووووه نه تا این حد!!

غضنفر هی با خودش می گفت عجیبه، عجیبه! ازش می پرسن چی عجیبه؟ میگه ۱۰۰ هزار تا تماشاچی ۲۲ تا بازیکن ۳ تا داور!!! میگن خوب این کجاش عجیبه؟ میگه این عجیبه که گنجشکه همه رو ول کرده ری..ه رو من!!!

تقویم تاریخ:

پانصد سال پیش در چنین روزی رومیان سنگ توالت را اختراع کردند و پنجاه سال بعد ایرانی ها با گذاشتن سوراخی در ته آن، آن را تکمیل نمودند.

غضنفر زنگ می زنه رادیو می گه الو آقا اونجا رادیو است؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه آقا الان صدای من داره پخش می شه؟ مجری می گه بله بفرمایید. می پرسه: یعنی الان صدای من توی نونایی هم داره پخش می شه؟ مجری عصبانی می شه میگه آره دیگه حرفتو بزن. غضنفر می گه الو اکبر نون نخر مامانت خریده!

غضنفر ميره استخر شيرجه ميزنه توي چهار متري، مياد بالا و ميگه: عجب نفسي داشته كاشي كارش!

چوپان دروغ گو می میره می ره جهنم ازش می پرسن تو کی هستی؟ می گه دهقان فداکار!

غضنفر می ره خونه بخره آقاهه یه خونه بهش نشون می ده می ده این خونه استخر داره، جگوزی داره... غضنفر می گه: عجب! ما قبلا همین طوری ول می دادیم! حالا دیگه جاشم مشخص کردن